دوستت دارم... و چه زيبا بر بخار پنجره نوشتي... و چه غم انگيز بود وقتي که پاکش کردي..... اي کاش کلامت از براي من بود..... دوستت دارم را ميگويم
+ نوشته شده توسط یاس در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت
18:52 |
سكوتم را به باران هديه كردم تمام زندگي را گريه كردم نبودي در فراق شانه هايت به هر خاكي رسيدم تكيه كردم
+ نوشته شده توسط یاس در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت
18:30 |
سر انجام عشق يکي شدن عاشق و معشوق است ولي سر انجام
+ نوشته شده توسط یاس در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت
18:9 |
+ نوشته شده توسط یاس در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت
11:46 |
اگرکسی رو دوست داری فقط بگو به اندازه ی تمام بی وفای های دنیا دوست دارم... اینو که گفتی باورش می شه که دوستش داری... آخه بی وفای های دنیا هیچ وقت تمومی نداره
+ نوشته شده توسط یاس در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت
10:7 |
هیچ کس تنهاییم را حس نکرد وسعت ویرانیم را حس نکرد از میان
خنده های تلخ من دیده ی بارانیم را حس نکرد از میان آشنایان هیچ کس
غربت تنهاییم را حس نکرد
+ نوشته شده توسط یاس در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت
11:45 |
فاصله برای عاشق همیشه تلخ است + نوشته شده توسط یاس در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت
18:34 |
بدان که زیبایی چهره ات مرا نفـریفـت، آن دیدگان نافـذت مرا به هم ریخت تا قـلبم به تپش دلبستگی بیفـتد. ای بی وفا! بدان که صولت قامتت مرا شیفـته نکرد، این فـریاد بی صدای نگاهـت بود که مرا غرق احساس کرد. ای بی وفا! احساس پاکی که قـربانی عـشق تو شد، تویی که فـراموشی را دوست داشتی و عـشق را طرد کردی.... حیف، حیف ازین هـمه احساس برای توی نالایـق! + نوشته شده توسط یاس در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت
18:24 |
|
|