بیمی به دل ز مرگ ندارم که زندگی
جز زهز غم نریخت شرابی به جام ما
+ نوشته شده توسط یاس در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 و ساعت
12:18 |
|
بیمی به دل ز مرگ ندارم که زندگی
جز زهز غم نریخت شرابی به جام ما + نوشته شده توسط یاس در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 و ساعت
12:18 |
اندوه بی اعتنایی چه یادگار عجیبی ست + نوشته شده توسط یاس در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 و ساعت
12:6 |
برگرد بی تو بغض فضا وا نمی شود ُ
کتاب عشق خود را با یک دنیا حسرت می بندم و به امید روزی می نشینم که آه من دامن زندگیت را بگیرد و آن لحظه ایست که من با تمام وجودم خدایم را سپاس میگویم. این عکس را تقدیم می کن + نوشته شده توسط یاس در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 و ساعت
17:48 |
همه می پرسیدند من با چشمای پر از اشک اون می خندیدم + نوشته شده توسط یاس در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 و ساعت
13:28 |
دیگه آسمون آبی پیش چشمم دوده
دیگه بعد رفتنت زندگیم نابوده دیگه این نفس کشیدنای من بیهوده + نوشته شده توسط یاس در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 و ساعت
13:10 |
کاش بودی و می دیدی که بعد از رفتنت آسمان پر نور و آبی شهر دلم چه معصومانه گریست،کاش می دیدی که بعد از رفتنت قلب دریای ام شکست کاش می دیدی چگونه برای دو چشمان سیاهت دلم را روی موجهای آبی رها کردم،اما تو بی آنکه + نوشته شده توسط یاس در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 و ساعت
10:21 |
+ نوشته شده توسط یاس در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 و ساعت
10:57 |
+ نوشته شده توسط یاس در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 و ساعت
10:53 |
سلام خوبید چه خبرا دارید ؟این اولین مطلب من هست که براتون می نویسمشون .امیدوارم که تا انتهای راه زندگیم با هم همراه باشیم .قربان شما یاس تنها
+ نوشته شده توسط یاس در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 و ساعت
17:2 |
|
|