تبليغاتX
یاس تنها

+ نوشته شده توسط یاس در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 و ساعت 10:48 |

+ نوشته شده توسط یاس در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 و ساعت 10:36 |

تنها ستاره ي خيالي من ، تو را در کدامين شب بجويم وقتي که هر شب بي تو بودن را به وسعت گريه در مي يابم

+ نوشته شده توسط یاس در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 و ساعت 10:25 |

سعي كن به كسي كه تشنه ي عشق است دل نبندي ، سعي كن به كسي كه لايق عشق است دل ببندي چون تشنه ي عشق روزي سيراب خواهد شد

+ نوشته شده توسط یاس در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 و ساعت 12:11 |

 

ashk

+ نوشته شده توسط یاس در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 19:6 |

دوستت دارم... و چه زيبا بر بخار پنجره نوشتي... و چه غم انگيز بود وقتي که پاکش کردي..... اي کاش کلامت از براي من بود..... دوستت دارم را ميگويم

ashk

+ نوشته شده توسط یاس در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 18:52 |

السلام عليك يا سيدنا و مولانا يا صاحب العصر و الزمانashk

+ نوشته شده توسط یاس در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 18:40 |

سكوتم را به باران هديه كردم

            تمام زندگي را گريه كردم

                     نبودي در فراق شانه هايت

                               به هر خاكي رسيدم تكيه كردم

ashk

+ نوشته شده توسط یاس در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 18:30 |

سر انجام عشق يکي شدن عاشق و معشوق است ولي سر انجام


                         دوست داشتن جدايي ست

 

ashk

+ نوشته شده توسط یاس در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 18:9 |

 

+ نوشته شده توسط یاس در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 11:46 |

زندگي مي کنيم بي آنکه بدانيم چرا ؟!


 

ashk

+ نوشته شده توسط یاس در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 11:45 |

اگرکسی رو دوست داری فقط  بگو به اندازه ی تمام بی وفای های دنیا دوست دارم...

اینو که گفتی باورش می شه که دوستش داری...

آخه بی وفای های دنیا هیچ وقت تمومی نداره

ashk

+ نوشته شده توسط یاس در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 10:7 |

 

هیچ کس تنهاییم را حس نکرد وسعت ویرانیم را حس نکرد از میان

 

 خنده های تلخ من دیده ی بارانیم را حس نکرد از میان آشنایان هیچ کس

 

 غربت تنهاییم را حس نکرد

 

ashk

+ نوشته شده توسط یاس در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 11:45 |

فاصله برای عاشق همیشه تلخ است
چه هشت کیلومتر چه هشت متر
این را از چشمان خیس سربازی فهمیدم
که از بالای برجک دید بانی
به معشوقه اش می نگریست
ashk

+ نوشته شده توسط یاس در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 18:34 |

 بدان که زیبایی چهره ات مرا نفـریفـت،

 

 آن دیدگان نافـذت مرا به هم ریخت تا قـلبم به تپش دلبستگی بیفـتد.

 

 ای بی وفا!

 

 بدان که صولت قامتت مرا شیفـته نکرد،

 

 این فـریاد بی صدای نگاهـت بود که مرا غرق احساس کرد.

 

 ای بی وفا!

 

 احساس پاکی که قـربانی عـشق تو شد،

 

تویی که فـراموشی را دوست داشتی و عـشق را طرد کردی....

 

حیف،

 

حیف ازین هـمه احساس برای توی نالایـق!

 

 

+ نوشته شده توسط یاس در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 18:24 |

من ازین پس به همه عشق جهان میخندم

 

به هوس بازی این بی خبران میخندم

 

هرکه آرد سخن از عشق به آن میخندم

 

خنده ی تلخ من از گریه غمگین تر است

 

کارم از گریه گذشته است به آن میخندم

 

 

ashk

+ نوشته شده توسط یاس در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 17:54 |

زندگي اجبار است...مرگ انتظار است...عشق يک بار است...فکر تو تکرار است...جدائي دشوار است...کاش گناهي کنم که مجازاتش تبعيد به قلب تو باشد.

+ نوشته شده توسط یاس در شنبه سی ام تیر 1386 و ساعت 12:17 |

+ نوشته شده توسط یاس در شنبه سی ام تیر 1386 و ساعت 12:16 |

جاده یعنی حسرت

جاده یعنی رفتن

گم شدن در سایه

به سفر دل بستن

+ نوشته شده توسط یاس در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت 18:29 |

کفشهایت را از جلوی دیدم پنهان کن

که چه عجیب لحظه ی رفتنت را به یادم می آورد

+ نوشته شده توسط یاس در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت 18:22 |